مقدمه
انسان، شاهکار آفرینش و گل سرسبد آفریدگان خدا است که خداوند از روح خود در او دمیده است: «فاذا سویته و نفخت فیه من روحی» (ص: 72) و به همین دلیل، شایستگی آن را یافت که مسجود فرشتگان گردد: «فسجد الملائکة کلهم اجمعون.» (حجر: 30) همانگونه که هیچ مخلوقی بیهدف آفریده نشده، انسان نیز بیهوده به این جهان پا نگذاشته است: «افحسبتم انما خلقناکم عبثاً.»(مؤمنون: 115) خداوند در آفرینش انسان اهدافی همچون رسیدن به مقام عبودیت، تکامل انسانی و رحمت بیپایان الهی را در نظر گرفته است. با این حال، در این سیر تکاملی و حرکت او به سوی عبودیت، موانعی وجود دارد که باید با آزمایشهای گوناگون، دست و پنجه نرم کند تا از آنها سرافراز بیرون آید و به مقامیبرسد که شایسته آن است.
آزمایش انسان گاهی
به وسیله نعمتهاست که آن را “بلاء حسن” میگویند و گاهی به وسیله مصیبتها و مجاورتهاست که به آن “بلاء سیء” گفته میشود، چنانکه درباره بنیاسرائیل میخوانیم: “و بلو ناهم بالحسنات و السیئات” (۲:) “آنها را به وسیله نعمتها و مصائب آزمودیم”.آزمايش الهي در واقع همان پرورش و تربيت است. اين، قانون كلي و سنت دائمي پروردگار است. امتحان خداوند به كار باغباني پر تجربه تشبيه شده است كه دانههاي مستعد را در سرزمينهاي آماده ميپاشد
.اين دانهها با استفاده از مواهب طبيعي شروع به رشد ميكنند تا شاخه گلي زيبا يا درختي تنومند و پر ثمر بار آيد كه بتواند به حيات خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد و اين است آزمايش الهي. اميرالمومنين(ع) در بيان فلسفه امتحانات الهي ميفرمايد: «و ان كان سبحانه اعلم بهم من انفسهم و لكن لتظهروا الافعال بها يستحق الثواب والعقاب؛(3) گر چه خداوند به روحيات بندگانش از خودشان آگاهتر است، ولي آنها را امتحان ميكند تا كارهاي خوب و بد كه معيار پاداش و كيفر است از آنها ظاهر گردد». در واقع صفات دروني انسان به تنهايي نميتواند معياري براي ثواب و عقاب باشد، مگر زماني كه در اعمال انسان خودنمايي كند
.خدا بندگان را ميآزمايد تا آنچه را كه در «درون» دارند در «عمل» آشكار كنند؛ استعدادها را از قوه به فعل برسانند و مستحق پاداش و كيفر او گردند. در اين نگرش الهي، اگر آزمايش الهي نبود، اين استعدادها شكوفا نميشد
.بنابراين، آزمايش خداوند عموميت دارد اگرچه براي بعضي مشكل و براي بعضي آسان است
.بنابراين، مواردي كه در آيه نام برده شده است، جنبه انحصاري ندارند، هر چند نمونههايي روشن از آزمايشهاي الهي است. مردم در برابر آزمايشهاي الهي به دو گروه تقسيم ميشوند: گروهي كه از عهده امتحانات بر ميآيند و گروهي كه به توفيق دست نمييابند
.مفهوم آزمایش
:
در آیات قرآن با تعابیر مختلفی همچون: ابتلاء، امتحان، تمحیص، اختبار و فتنه، از سنت آزمایش سخن به میان آمده است.
محص و فتنه دراصل به معنای پاك و خالص كردن طلا می باشد، كه طلا را در آتش سوزان قرار می دهند تا مواد زائدش از بین رفته و خالص و ناب گردد. واژه های دیگر مانند: ابتلاء، اختبار و امتحان نیز در معنایی نزدیك به معنای یادشده استعمال شده اند. ماده محص و فتنه، پس از استعمال در معنای لغوی یاد شده، در امتحان انسان استعمال شده اند؛ بدین معنا كه انسان در بوته آزمایش قرار می گیرد تا خبث باطنی افراد منافق ظاهر شود و فضیلت و صفات پسندیده اشخاص من بروز نماید.
این معنای اصطلاحی در روایات معصومین(ع) نیز مورد توجه قرار گرفته است. از حضرت رضا(ع) در ذیل آیه اول سوره مباركه عنكبوت، نقل شده است كه حضرت فرمودند: امتحان می شوند همان گونه كه طلا در كوره، آزمایش می شود. سپس فرمود: خالص و پاك می شوند همچنان كه آتش، ناخالصی های طلا را از بین می برد و آن را خالص و ناب می گرداند.(كافی/۲/۱۹۶)
امتحانات خداوند در چهرههای گوناگون به سراغ انسان میآید. گروهی در
محیطهایی قرار میگیرند که از هر نظر آلوده است، وسوسههای فساد از هر طرف آنها را احاطه میکند. گروهی در فشار محرومیتها قرار میگیرند و گروهی دیگر بر عکس غرق در نعمت میشوند و امکانات مادی از هر نظر در اختیارشان قرار میگیرد. در اغلب موارد، آزمایش به نعمتها سنگینتر از آزمایش به سختیهاست؛ زیرا شکرگذاری از نعمت اغلب دشوارتر است اگر انسان در به جای آوردن حق نعمت بکوشد خداوند بر نعمت خود نسبت به چنین فردی میافزاید؛ برعکس ناسپاسی در مقابل نعمت عواقب وخیمی به دنبال میآورد.فلسفه آزمایش
:یكی از سؤالاتی كه درباره آزمایش به ذهن آدمی می آید، این است كه آزمایش انسان ها توسط خداوند، چه سودی برای خداوند دارد. مگر خداوند متعال از حال و آینده ما آگاه نیست؟ مگر نمی داند با قرار گرفتن در بوته آزمایش، راه حق یا باطل، سعادت یا شقاوت را انتخاب می كنیم پس او قادر است كه هركس را بدون امتحان به همان مرتبه ای كه با آزمایش مستحق آن می شود برساند. اگر خداوند به همه چیز احاطه دارد و غیب آسمان و زمین را به خوبی می داند، چرا بندگان خویش را امتحان می كند مگر چیزی بر او مخفی است تا به وسیله امتحان آشكار شود؟!
در پاسخ به این سؤال مهم باید گفت آزمایش الهی ریشه در پرورش و تربیت آدمی دارد. این سنت كلی و دائمی پروردگار، برای شكوفا كردن استعدادهای نهفته و در نتیجه پرورش دادن بندگان می باشد؛ همان گونه كه فولاد را برای استحكام بیشتر در كوره می گذارند تا آبدیده شود، انسان نیز تنها در كوره حوادث و مشكلات است كه از زشتی ها پاك می شود و مسیر رشد و كمال را می پیماید.
قرآن مجید نیز به این حقیقت تصریح نموده و فرموده: او آنچه را شما در سینه دارید می آزماید تا دلهای شما كاملاً خالص گردد.(آل عمران/ ۱۵۲) و در جای دیگر فرمود: ?اینها همه به خاطر آن است كه خداوند می خواهد ناپاك را از پاك جدا سازد. (انفال/ ۳۷)
حضرت علی(ع) در زمینه فلسفه امتحانات الهی می فرماید: و ان كان سبحانه اعلم بهم من انفسهم و لكن لتظهر الافعال التی بها یستحق الثواب و العقاب؛ گرچه خداوند به روحیات بندگانش، از خودشان آگاهتر است، ولی آنها را امتحان می كند تا كارهای خوب و بد كه معیار پاداش و كیفر است، از آنها بروز كرده و ظاهر گردد.(۱)
به بیان دیگر، صفات درونی انسان به تنهائی نمی تواند معیاری برای ثواب و عقاب گردد، مگر آن زمانی كه در لابلای افعال انسان خودنمائی كند. خداوند بندگان را می آزماید تا آنچه در درون دارند در عمل آشكار كنند و استعدادهای خود را به فعلیت برسانند و مستحق پاداش و كیفر او گردند. امتحان خدا برای آن است كه كارهایی كه معرف روحیات و كمالات اوست و با آنها پاداش یا كیفر داده می شوند، ظاهر شود.
خوش بود گر محك تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر كه در او غش باشد
بعضی از افرادی كه از فلسفه آزمایش بی اطلاع هستند و نتایج مثبت امتحان را درك نمی كنند و می پندارند كه دنیا جای خوشگذرانی و عشرت است، و فقط برای فعالیت و تلاش و كسب و كار و ثروت اندوزی آفریده شده اند و نباید گرفتار رنجها و سختی ها بشوند، گمان می كنند كه سنت آزمایش وامتحان الهی، نوعی ظلم و ستم در حق بندگان است در حالی كه خداوند عادل مطلق است و در حق كسی ستم روا نمی دارد وبا توجه به آنچه درباره فلسفه آزمایش بیان شد، دانسته می شود كه این عمل، عین عدالت و همسو با هدف خلقت انسان می باشد.
عمومیت و همگانی بودن آزمایش
:
از آنجا كه نظام حیات در جهان هستی، نظام تكامل و پرورش است و همه موجودات زنده مسیر تكامل را می پیمایند، پس تمامی مردم باید آزمایش شوند تا استعداد خود را شكوفا سازند. از ضعیف ترین انسان ها گرفته تا ستمكارترین و دیكتاتورترین جنایت كاران، از كوچك ترین افراد دلسوز به حال جامعه تا پیامبران واولیاء كه بزرگ ترین مربیان بشریتند، همه و همه باید به تناسب شخصیت خود مورد آزمایش قرار گیرند تا هر كس در روند حركت خویش، به تكامل برسد. آری پیامبران و اولیاء بزرگی چون: ابراهیم(ع)، موسی(ع)، محمد(ص)، علی(ع) و حسین(ع) در پرتو آزمایشات الهی به تكامل رسیدند. و نمرودها، فرعون ها، یزیدها و حجاج ها نیز از مرتبه انسانیت سقوط كردند و به پست ترین درجات رسیدند.
قرآن كریم به عمومیت امتحان نسبت به انسان ها اشاره كرده و می فرماید:
آیا مردم گمان كردند همین اندازه كه اظهار ایمان كنند به حال خود رها می شوند وآزمایش نخواهند شد؟ (عنكبوت /۲) خطاب آیه شریفه و به ویژه كلمه مردم عمومیت امتحان را می رساند؛ بنابراین افراد قوی و ضعیف، توانا وناتوان، حاكم و محكوم، فرمانده و فرمانبردار، ستمگر و ستمكش، فقیر و غنی، مستمند و ثروتمند، عالم و جاهل، عادل و فاسق، همگی در معرض آزمایش قرار می گیرند. قرآن كریم در جای دیگر می فرماید: ?ما انسان را از نطفه ای آمیخته بیافریدیم تا آنها را امتحان كنیم. (انسان/۲)
در این آیه نیز مانند آیه سابق كلمه انسان شامل تمام انسان ها می شود و از آن، عمومیت فهمیده می شود و امتحان را مختص گروهی خاص نمی داند.
علاوه بر آیات ذكر شده، آیات و روایات بسیار دیگری نیز در موضوع آزمایش مردم آمده است كه بیانگر عمومیت این سنت الهی است. از جمله امام صادق(ع) فرمودند: لابدللناس ان یمحصوا، لابد للناس ان یغربلوا؛ به ناچار تمامی مردم باید امتحان شوند، به ناچار تمام مردم باید غربال شوند.(۲)
دفعات امتحان و بلا
:همه انسانها ( اعم از مؤمن و کافر , مطیع و عاصی ، در تمامی عمر با همه امور ( تکوینی و تشریعی ) در حال امتحان شدن هستند , ولی گاهی از ظواهر برخی آیات و روایات چنین بر میآید که دفعات امتحان در طول عمر آدمی , محدود به تعداد معینی است
.امام صادق ( ع ) میفرمایند : بر مؤمن چهل روز نمیگذرد مگر این که عارض شود بر او امری که او را محزون کند و به واسطه آن متذکر شود . و در حدیث دیگری میفرمایند : « ملعون ملعون کل بدن لایصاب فی کل اربعین یوما
« ملعون است ملعون است بدنی که در مدت چهل روز مصیبتی نمیبیند ».چنانچه در قرآن کریم نیز آمده : آیا نمیبینید که اینها هر سال یک بار یا دو بار امتحان می شوند . بعد توبه نمیکنند و متذکر نمیشوند
ممکن است این سؤال طرح شود که آیا مفاد این آیه و روایت گذشته با آیات و روایاتی که دفعات امتحان را زیاد ذکر میکرد تعارض ندارند ؟ در پاسخ باید گفت : این آیه و روایاتی که نقل شده و دفعات امتحان را هر چهل روز یک بار یا سالی یک بار یا دو بار بیان کرده است , در مقام تعیین دفعات و حصر آن نیستند , چون روایات فقط دلالت دارند که هر کسی در هر چهل روز یک بلایی میبیند با قید این که مؤمن باشد . و آیه هم دلالت دارد بر این که سالی یک یا دو بار امتحان میشوند . اگر از شان نزول آیه که در مورد منافقان است و بنابر نقلی در مورد کفار , اغماض شود باز نه این و نه آن روایت منافات با آیات و روایاتی که دلالت بر استمرار امتحان در تمامی ایام می کند , ندارند . در واقع عام و خاص هستند که خاص چند مصداق از عام را شامل می شود , نوع خاصی از بلایا باشد که به خاطر اهمیت آن به دفعات معین ذکر شده , مثلاً در هر چهل روز یک بلایی که مُذکر و مکفّر ذنوب باشد برای مؤمن اتفاق میافتد و منافاتی ندارد که مؤمن هر روز به انواع دیگر مصادیق امتحان مبتلا شود ازقبیل جنگ یا قحطی یا حوادث عظیم دیگری , همان طور که بعض روایات همین را تأکید میکند و باز منافات ندارد که در هر روز مصادیق دیگر مبتلا شوند
.انواع آزمایش
:
سنت آزمایش الهی نسبت به بندگانش یكسان نیست؛ خداوند بعضی را با سختی و تلخی، گرسنگی و تهیدستی، یا بیماری و ناراحتی می آزماید و برخی را با مال و ثروت، قدرت و ریاست، یانعمت و آسایش آزمایش می كند، وعده ای دیگر را نیز با قراردادن در محیط آلوده یا سالم امتحان می نماید. البته دلیل گوناگونی وتنوع در امتحان الهی روشن است. زیرا ممكن است افرادی تحمل سیری و آسایش را داشته باشند و عده دیگر این تحمل را نداشته باشند؛ ممكن است افراد تحمل ناز و نعمت را داشته باشند، ولی در مقابل گرسنگی و فقر، در مقام امتحان تحمل خود را از دست بدهند؛ یا اینكه افرادی تا وقتی دارای مقام و پستی نشده اند، متواضع و خوش برخورد باشند و ذره ای غرور و نخوت در آنها مشاهده نشود، اما پس از رسیدن به قدرت و ریاست، در مقام امتحان متكبر و خودخواه شوند. یا اینكه تا زمانی كه در محیط سالم هستند، پای بند به حلال و حرام باشند، ولی با قدم گذاردن در محیط ناسالم به دستورات شرع بی اعتنا شوند وآنها را نادیده بگیرند. از این رو، برای اینكه انسان در ابعاد مختلف راه تعالی را بپیماید و به كمال برسد، لازم است در تمام جهات مورد آزمایش قرار گیرد. قرآن می فرماید: ما آنچه را روی زمین است، زینت آن قرار دادیم، تا آنها را بیازمائیم، كدامینشان بهتر عمل می كنند (كهف/۷)
از آنجایی كه اراده خداوند متعال بر آزمایش و امتحان انسانها تعلق گرفته است، در این آیه می فرماید جهان را چنان با جاذبه ساخته ایم كه بیشتر مردم فریفته آن می شوند و جز به مسائل زندگی و رسیدن به اهداف دنیوی نمی اندیشند و در این جا است كه میزان اعتقاد و ایمان و پای بندی به انجام مسئولیت اسلامی و انسانی و یا علاقه و جاذبه به مادیات آشكار می گردد.
قرآن كریم در فرازی دیگر گوناگونی آزمایش را چنین بیان می فرماید: قطعا همه شما را با اموری همچون ترس، گرسنگی، زیان مالی و جانی و كمبود میوه ها، آزمایش می كنیم و بشارت بده به استقامت كنندگان.(بقره/۱۵۵)
بنابراین لازم نیست همه مردم با همه وسائل آزمایش شوند، بلكه ممكن است امتحان هر گروهی به وسیله چیزی انجام شود. ولی آنچه در نوع آزمایش شرط است وجود تناسب میان امتحان الهی با روحیه ها و وضع فردی و اجتماعی مردم است.
اسباب امتحانات
:
۱) خوف:
خداوند بلندمرتبه در اینباره میفرماید:“و لنبلولنکم بشیء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات” (۳) یعنی “البته شما را با ترس، گرسنگی، کمبود (و از بین رفتن) مالها، جانها و محصولاتتان آزمایش خواهیم کرد.” یکی از عوامل و طرق آزمایش الهی ، پیش آمدن صحنههای ترسناک و مهیب است که در زندگی برای انسان رخ میدهد: ترس از مرگ و عوامل مرگ و نابودی، بیماریها، عوامل ضررهای مالی و جانی، توفانهای بنیانکن، سیلهای مخرب، بلایا و مصائب و حوادث وحشتبار طبیعی، وجود دشمن نیرومند و از همه مهمتر صحنههای خونین جنگ و ستیز و جهاد و دیگر عوامل خوف و ترس میتواند از مصادیق این عنوان باشد که اگر انسان از ایمان، شهادت و قدرت روحی و از عقل و تدبیر صحیح برخوردار نباشد و به زندگی مادی دنیا و عیش و نوش آن بیش از حد اصالت و اهمیت قائل باشد در این مواقع حساس و صحنههای خوف دچار دستپاچگی، رعب و وحشت فوقالعادهای گردیده و خود را میبازد و در برابر عامل ترس ضعف و زبونی نشان میدهد. انسان باید در برابر همه این صحنههای وحشتبار خود را نبازد، آرامش و خونسردی خود را حفظ کند، ضعف و تزلزل به خود راه ندهد. محکم، استوار و با ایمان و شهامت و با تمام نیرو و توان در برابر آن بایستد و با عقل و تدبیر با آن، دست و پنجه نرم نموده و از زیر آن سرافراز بیرون آید.
۲) جوع:
گاهی عواملی پیش میآید که برای انسان خسارتها، زیانها و ضررهای مالی بیش از حد متوجه میگردد. که انسانهای دنیاپرست در برابر آن تاب و تحمل نداشته و به جزع و ناسپاسی زبان میگشایند و در جبران آن، به اعمال خلاف و غیرانسانی دست میآلایند و یا از ترس نقص اموال و کمشدن مال و ثروتشان از اعمال نیک و انفاق و خدمات مالی به دیگران و جامعه خویش، خودداری میکنند. ولی انسانهای خداپرست، باایمان و بیاعتنا به دنیا در برابر این حوادث خم به ابرو نمیآورند.
۴) نقص انفس:
گاهی حوادث پیش میآید که لطمهای بر جان و یا اهل و اولاد انسان وارد میگردد و یا عزیزانی را از دست میدهد و یا مرض و نقصی به جسم و جان انسان و یا عزیزانش متوجه میگردد و این نیز صحنه دیگری از ابتلا و آزمایشهای الهی است که عدهای به کفران و ناسپاسی زبان میگشایند و عدهای نیز با صبر، تحمل و پایداری، محکم بر سر پای خود ایستاده، در تمام مراحل مصیبت سپاسگزار خدا بوده و امور را به او محول میکند و خود و هر آنچه پیش میآید را از سوی او و از آن او میدانند.
و گاهی نیز خداوند انسان را با شرور و بدیها- اعم از مصائب، بلایا، فقر و بیماری و یا وسایل گناه و آلودگی که برای انسان فراهم میگردد- او را میآزماید که عدهای راه کفر و ناسپاسی و راه شرور و زشتیها را میپیمایند و عدهای نیز با صبر و تحمل و پایداری رو به سوی او میآورند و به قدرت و رحمت او متوجه و متکی میشوند و بیشتر به کارهای نیک و شایسته میپردازند.
رمز موفقیت در امتحان
:
یكی از سؤالاتی كه درباره امتحان مطرح می شود این است كه اگر همه انسان ها در امتحان فراگیر الهی شركت می كنند، راه پیروزی و رمز موفقیت در این همه امتحان چیست؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت كه یكی از رموز موفقیت در برابر آزمایش های الهی، صبر و پایمردی در برابر مشكلات و حوادث گوناگون است. صبر و استقامت، به آدمی قدرت تحمل شداید و مصائب را می دهد و توان او را در مسیر امتحانات دنیوی فزونی می بخشد. همان گونه كه در آیه بالا اشاره شد، قرآن كریم صابران را بشارت داده است.
توجه به گذرا بودن حوادث این جهان و سختی های آن نیز عامل دیگری برای پیروزی محسوب می شود. ضمن این كه توجه به تاریخ گذشتگان و بررسی موضع آنان در برابر آزمایش های الهی، برای آماده ساختن روح انسان، نسبت به امتحانات پروردگار بسیار مؤثر است. اگر انسان در مسائلی كه برای او پیش می آید احساس تنهائی كند، از نیروی مقاومتش كاسته خواهد شد، اما توجه به این حقیقت كه این مشكلات طاقت فرسا و آزمایش های سخت الهی، برای همه اقوام و ملت ها در طول تاریخ وجود داشته است، سبب افزایش نیروی پایداری در انسان می گردد. به همین دلیل قرآن كریم، به منظور دلداری پیامبر و تقویت روحیه او و مؤمنان، اشاره به تاریخ گذشتگان و حوادث دردناك زندگی آنها می كند و می گوید: (اگر تو را تكذیب كنند تعجب نیست)، پیامبران پیشین را نیز تكذیب كردند، آنها در برابر تكذیب مخالفان پایداری و شكیبائی به خرج دادند و آزار شدند تا اینكه سرانجام نصرت و یاری ما به سراغشان آمد.(انعام/۳۴)
یكی دیگر از رموز موفقیت در امتحان بزرگ الهی، توجه به این است كه همه این حوادث دنیا در پیشگاه خداوند رخ می دهد و او به همه چیز آگاه و بینا است؛ به عنوان مثال كسانی كه در یك مسابقه مشكل و طاقت فرسا شركت دارند، همین كه احساس می كنند جمعی از دوستانشان در اطراف میدان مسابقه آنها را می بینند، تحمل مشكلات برای آنها آسان می شود و با شوق و عشق بیشتری كوشش می كنند. پس توجه به این حقیقت كه خداوند مجاهدتهای ما را در صحنه های آزمایش می بیند، باعث می شود كه شوق و اشتیاق بیشتری در ما ایجاد و به راحتی امواج بلایا را به سینه صبر و شكیبایی بسپاریم. چنان كه حضرت سیدالشهدا(ع)، در صحنه كربلا به هنگامی كه بعضی از عزیزانش به فجیع ترین صورت به شهادت رسیدند، فرمود: همین كه می دانم این امور در برابر دیدگان پروردگار انجام می گیرد، تحمل آن بر من آسان است.
اُحد، تجليگاه صبر و پيروزي :
جنگ احد را نيز ميتوان سرمشقي بزرگ براي مسلمانان، وسيلهاي براي دلداري و تقويت روحيه آنان و آزمايشي الهي ياد كرد؛ چرا كه آنان در ابتدا از خداوند طلب« صبر و پيروزي و استقامت» كردند، اما خداوند اگر چه آنان را به جهاد تشويق كرده بود، اما گفت: آيا گمان ميكنيد همين كه بگوييد ما ايمان داريم به حال خود رها ميشويد و آزمايش نخواهيد شد؟
البته از طرز بيان آيه اينگونه برداشت ميشود كه شايد در ميان مسلمانان آن روز، افرادي به محيط اسلام قدم گذارده بودند كه آمادگي روحي براي جهاد نداشتند و اين سخن در باره آنهاست وگرنه مجاهدان راستين، وضع خود را بارها در ميدانهاي جهاد تا آن روز روشن ساخته بودند. در حقيقت جمله فوق دو مفهوم را به مسلمانان گوشزد ميكند
:1.
جهاد در راه خدا براي محو آثار شرك ؛2. ترك هر گونه رابطه و همكاري با منافقان و دشمنان كه اولي دشمنان خارجي را بيرون ميراند و دومي دشمنان داخلي را. در حقيقت خداوند در اين آيه « وليمحص...الكافرين»(9) به يكي از مهمترين نتايج شكست جنگ احد اشاره كرده و ميگويد: «تا بدينوسيله خداوند افراد با ايمان را خالص گرداند (و ورزيده شوند)» و عيوب جمعيتها را آشكار سازد و عيار شخصيت شان سنجيده شود
.آثار سازنده
آزمایش :
همانطور كه گذشت فلسفه امتحانات الهی به دلیل وجود آثار تربیتی و نقش سازنده ای است كه به وسیله آنها عاید انسان می شود. این آثار را می توان در چهار مورد ذیل خلاصه كرد:
۲) به وجود آوردن روحیه مقاومت:
سرگرمی های زندگی باعث می شود كه انسان نسبت به انجام وظایف الهی خویش كوتاهی كرده یا غفلت ورزد. یكی از آثار سازنده آزمایش این است كه انسان غافل را متوجه و بیدار می كند و نسبت به وظایف خویش آگاه می سازد. قرآن كریم دراین مورد می فرماید: ما در هیچ شهر و آبادی، پیامبری نفرستادیم مگر اینكه مردمش را به ناراحتی ها و بلاها گرفتار ساختیم شاید (به خود آیند و به سوی خدا) بازگردند.(اعراف/ ۹۴) خداوند می خواهد انسان آلوده به گناه و غرق در معصیت را متوجه اشتباهش نماید تا شاید از اعمال خویش پشیمان شده، از كج روی ها دست بردارد و راه راست را انتخاب نموده، و به سوی سعادت واقعی گام بردارد.
انسان برای تكامل آفریده شده و یكی از راه های رسیدن انسان به این مرتبه، قرارگرفتن در بوته آزمایش می باشد. همان گونه كه سنگ طلا، تا در كوره آتش قرار نگیرد و ذوب نشود و ناپاكی ها از آن زدوده نگردد، خالص، ناب و شفاف نمی شود و ارزش حقیقی خود را پیدا نمی كند، انسان هم تا گرفتار كوره حوادث نشود، به تكامل نمی رسد و شایسته تاج كرامت بنی آدم نمی گردد.
زندگی سراسر رنج و مشقت پیامبران بزرگ الهی، گویای این حقیقت است كه آدمی تا دچار ابتلاء نگردد زمینه طی كردن مراحل تكامل را بدست نمی آورد و شایستگی مقام قرب الهی را پیدا نمی كند.
قرآن كریم درباره ابراهیم(ع) می فرماید: هنگامی كه خداوند ابراهیم را به وسیله وسایل و مسائل مختلف آزمود و او به خوبی از عهده آزمایش برآمد، خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم. (بقره/ ۱۲۴)
مفسران درباره این آیه گفته اند پس از آنكه خداوند حضرت ابراهیم(ع) را به كلمات كه وظایف مشكلی همچون شكستن بت ها و قرارگرفتن در دل آتش، مهاجرت از سرزمین بت پرستان، قراردادن زن و فرزند در سرزمین خشك و بی گیاه و سرانجام دستور قربانی كردن فرزند دلبندش اسماعیل(ع) بوده است، آزمایش كرد و حضرت به شایستگی از عهده آزمایش برآمد، آنگاه لیاقت پیشوائی جهانیان را پیدا كرد و مورد خطاب انی جاعلك للناس اماماً واقع شد. و حضرت در تمامی مراحل آزمایش پیروز شد، مسیر رشد و تكامل را پیمود و از مرتبه نبوت به مقام شامخ امامت نایل گشت.